خرید بک لینک
قربون خدا برم که گاهی اسباب خنده رو ی جورای خاصی مهیا میکنه و تو این روزهای تنهایی یه جورایی روزگار به ادم لبخند میزنه. خوابیده بودم. خواب دیدم پشت در خونمون خیلی روشنه . یه خانم جوان تپل داره در میزنه. میگم کیه ؟ میگه منم سیده مریم . از کرمان اومدم . از خود کرمان که نه. از روستاهای اطرافش. از روستای نور محمد . پشت در جواب میدم کسی خونه نیست . اونم بر میگرده

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

میپرسن چی میخوری ؟ خب اشپزی برای خانمها و البته بسیاری از اقایان چیز جذابیه. این سوال از اینجا مطرح شد که در نوشته های قبل + گفتم که پنیر و انگور خوردم.گفته شده که پنیر و انگور گران هست. البته در دولت روحانی چی ارزونه که پنیر و انگور گران حساب بشه ؟ اما به هر حال از رستوران های 50 - 60 هزار تومنی بهتره. به اندازه یه مشت انگور که میشه 1000 تومن. یه ذره پن

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

صبح از خواب بیدار شدم. نمیدونستم ساعت چنده. اهان اول فکر کردم خیلی دیر بیدار شدم اما انگار هنوز دیر نشده. . . . دوباره میخوابم. امروز جمعه هست و هیچ کار یا انگیزه ای برای بیرون امدن از رختخواب ندارم. اما بالاخره مجبور شدم از جام تکون بخورم. بالاخره فشار wc کار خودشو میکنه. الان که از جام بلند شدم با چشم نیم باز یه نگاه به ساعت میکنم. ای بابا هنوز ساعت 8 ه

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

خوابم میاد

اما با خودم لج کردم

دلم نمبخاد برم تو رختخواب.

کف حال روی قالی دراز میکشم تا خوابم عمیق نشه. نمیدونم کارم چقدر درسته اما حس و حالم اینو میگه.

پ ن : خواب دیشب رو دیدی بیداری امشب رو هم ببین.

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

اونایی که تقریبآ همسن و سال منن احتمالآ یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگیشون روزیه که برای اولین بار تو بحبوحه تورم و فشار اقتصادی و صف های طویل قند و روغن و شکر کوپنی و صدای ضد هوایی ها و آژیر های رنگ و وارنگ، "موز" خوردند.

آره. مـــوز !

اون زمان مثل الان وفور نعمت نبود. خبری از کیوی و موز و ...نبود.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

دیشب باز هم پنیر با مربا خوردم. خوابم گرفته بود اما دلم نمیخواست بخوابم. گفتم که. اما خوابم نمیبرد. نمیدونم چرا. همش منتظر صبح بودم. صبح زود بیدار شدم. ناشتایی نخوردم. یه دوش گرفتم و کمی سر و صورتم رو اصلاح کردم و تا هوا خنکه زدم بیرون. بیرون خونه یه کیک و شیر کوچولو خوردم. راستش وقتی خوردم بیشتر گرسنه شدم. اما مهم نبود. کارها رو انجام دادم و تا قبل گرمای

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

اقا امروز فرمودند :
مسئولان از تنبلی، اشرافیگری و تکبر با مردم اجتناب کنند
پ ن :
نیاز به توضیح نیست که خیلی راحت بتونید مصادیق این تکبر و اشرافیگری را پیدا کنید. البته رای خودتونه. چیزی که عوض داره گله نداره.

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

میپرسند چرا شماها ایت الله قاضی نیستید ؟ مگه قراره هر کی طلبه شد ایت الله قاضی بشه ؟ امثال ایت الله قاضی در هر قرنی چند نفر بیشتر نیستند. مگه هر کی رفت دانشگاه دکتر حسابی میشه ؟ دکتر حسابی ها هم در هر قرنی محدود هستند. ما همین قدر که بتونیم چند تا مساله ساده رو جواب بدیم و بعضی مطالب اخلاقی و دینی رو برای مردم بگیم و کمی قران یاد مردم بدیم کلاهمون رو

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

راستش با تم طنز نوشتن حس خیلی بهتری داره. چون میدونی که هیچی که نباشه دل چند نفر رو شاد کردی. اما بعضی ها خوششون نمیاد. میگن ادم باید سنگین رنگین باشه. چه معنی داره که همش جک بگی. خب من نمیخوام جک بگم اما میخوام شیرین بگم. از مقدس بازی خوشم نمیاد. و اتفاقا اونهایی که مذهبی نیستند بیشتر روحیه خشک مقدسی و بازیگری دارن. مثلا طرف نه نماز میخونه و نه روزه میره.

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

دکتر حسابی یا علامه جعفری یا خیلی بزرگان دیگر ... صبحانه و نهار در کنار خانواده بود ان هم نه فقط به صرف تخم مرغ ! شاید ساده اما متنوع در فضای گرم انها حتی کنار فرزندان در جایی نزدیکی مرکز شهر احتمال زیاد خانه شان حیاط و باغجچه هم داشت. و در این شهر چند تا قوم و خویش و فامیل. ظهر هم که میشد روی متکای گرد و گل گلی شان نیم چرت روزانه ای میزدند. و اخر هفته ها هم

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

صفحه بندی